تهران- ایرنا- استادان و پژوهشگران در نشست «ایران در جهان معاصر؛ زبان، ادبیات، فرهنگ و هنر» سیاسیشدن ایرانشناسی، ضعف در ترجمه و معرفی ادبیات، محدودیت ارتباطات فرهنگی و علمی و کمکاری در عرضه ظرفیتهای فرهنگی ایران را از جمله عوامل مؤثر بر شکلگیری تصویر کنونی ایران و بدخوانی از آن دانستند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، بهمن نامورمطلق، رئیس انجمن علمی هنر و ادبیات تطبیقی و استاد تمام دانشگاه شهید بهشتی، در نشست علمی «ایران در جهان معاصر؛ زبان، ادبیات، فرهنگ و هنر» که عصر دیروز (یکشنبه ۲۲ شهریور ماه) برگزار شد، با اشاره به اینکه همه ما اکنون از تصویر ایران در جهان گلهمند هستیم، گفت: ما تصویر دیگری در ادبیات، هنر و اساطیر را جستوجو میکنیم و میخواهیم بدانیم که ما نزد دیگران و دیگران نزد ما چه تصویری دارند. ما درباره اهمیت این تصویر سخن میگوییم؛ برای هر فرد، تصویر او بزرگترین سرمایه اوست و همیشه آن تصویر اهمیت دارد.
نامورمطلق با اشاره به اهمیت باستانشناسی ایران گفت: ایران یک منطقه بهشتگونه برای باستانشناسان است و فرصتهای زیادی برای همکاریهای علمی پژوهشی با جهان در این منطقه وجود دارد.
این استاد ادبیات تطبیقی اضافه کرد: تاسف بار است که تصویر ایران با افراط همراه شده است، این سرزمین همواره با خرد همراه بوده و اولین چیزی که اهورامزدا خلق میکند خرد است و او خود سرور دانایی است.
نامورمطلق بیان داشت: تصویر ایران در جهان، در گذشته منجمد شده است و امروز ایران زمین را به ویژه در غرب نمیشناسند.
تصویر ایران در جهان ایرانیِ ماوراءالنهر دگرگون شده است
ابراهیم خدایار، استاد ادبیات دانشگاه تربیت مدرس، با خواندن شعری از اسکندر ختلانی از تاجیکستان، گفت: درباره تصویر ایران در جهان ایرانی ماوراءالنهر سخن میگویم؛ جایی که زادگاه زرتشت و سرزمین پاک نیاکان ما بود. آریاییها در زمان کوچ، نخست در ساحل جیحون و سیحون سر بر بالین گذاشتند.
وی با نام بردن از شاعران فارسیزبان در دورههای تاریخی گفت: تا قرن پانزدهم که مغولها آمدند، خوارزم آخرین پایتخت ایران یکپارچه بوده است. از قرن پانزدهم تا بیستم، چهره ایران دگرگون و منفور میشود.
این استاد ادبیات با خواندن شعرهایی از شاعران فارسیزبان، ادامه داد: بعد از انقلاب اکتبر، این تصویر تیرهتر میشود. «تهران مخوف» اثر مشفق کاظمی، در زبان ازبکی چهار بار تجدیدچاپ میشود که یک دوره آن ۲۰۰ هزار جلد است. ۱۹۵۶ سالی است که تصویر ایران با پایان دوران استالین و لنین بهتر میشود و پس از استقلال کشورها، دوباره به دامان ایران برمیگردند و خود را فرزند کاوه و رستم میدانند.
وی با اشاره به تصویر ایران در جنگ تحمیلی سوم گفت: در تاجیکستان، دشمن ایران به نام اهریمن شناخته شد و آنان در غم ایران اشک ریختند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه ما با کشورهای آسیای میانه برادر، همسایه و همریشه هستیم، افزود: جدا شدن ایران و اسلام از یکدیگر ممکن نیست و نادیده گرفتن ایران پیش از اسلام نیز کاری عبث است.
زبان و فرهنگ جداییناپذیر است
آزیتا افراشی، استاد دانشگاه و رئیس انجمن زبانشناسی، با بیان اینکه تصویر ایران نیاز به آسیبشناسی دارد، گفت: در ۶۲ کشور، بیش از ۳۰۰ کرسی زبان فارسی وجود دارد و تصویر زبان فارسی زنده و پایدار است.
وی با اشاره به زبانآموزان زبان فارسی ادامه داد: آموزش زبان هرگز از آموزش فرهنگ جدا نیست. نمیتوانیم بین زبان فارسی و ادبیات، فرهنگ و هنر تفاوت قائل شویم؛ زیرا در همه آنها زبان به کار گرفته میشود. این یک جلوه زبان فارسی در هنر است و یک جلوه دیگر آن، تأثیر زبان فارسی است.
افراشی با اشاره به زبانهای گوشههای ایران که گویشهای فارسی هستند، ادامه داد: میخواهم بهطور ویژه از زبان کُمزاری، زبان مردم جزیره لارک، نام ببرم. این موارد زبان هستند و به دلیل ذیل زبان فارسی بودن، آن را گویش میخوانیم. ایران به عنوان گنجینهای از زبانها و گویشها همواره مورد توجه پژوهشگران و زبانشناسان بوده است اما شرقشناسان و ایرانشناسان صرفاً با دغدغه علمی کار میکردند و گاهی هم دغدغه استعمار داشتهاند.
این استاد زبانشناسی بیان داشت: ترجمهای که از رباعیات خیام وجود دارد را یک دستاورد مهم در معرفی فرهنگ ایران میدانیم، در حالی که در بسیاری از آثار، این رباعیات را اثر فیتزجرالد دانستهاند. وقتی روایتی از ایران وجود دارد، باید تصویر را بدانیم که چگونه روایت میشود؟
وی با طرح چند سؤال گفت: باید بدانیم که چه چیز به سود ماست و چه چیز نیست.
سیاسی شدن ایرانشناسی، چهره ایران را دگرگون کرده است
محمود جعفری دهقی، رئیس انجمن ایرانشناسی، درباره مسئله ایرانشناسی گفت: در خارج از ایران، هر رشتهای که با ایران ارتباط دارد را ایرانشناسی میخوانند. ایران در جهان امروز، سرزمینی ویژه است.
وی افزود: بزرگترین کویر جهان در ایران است. زندگی کردن در چنین فضایی نیاز به خلاقیت دارد. ایرانیان این کویر را آباد کردند و آن را قابل سکونت ساختند و با ابتکاراتی مثل بادگیرها توانستند بر جغرافیا پیروز شوند. کسانی که برای پژوهش به ایران آمدند، به دنبال این چگونگی نبودند. این پژوهشها گاهی جنبه سیاسی و گاهی جنبه علمی صرف داشتند.
این استاد فرهنگ و زبانهای باستانی ادامه داد: بیرون از ایران، دورههای متفاوتی داریم. در جهان بیرون، یکی از مهمترین سرمایههای ایران، شعر و ادبیات و مسائل زبانی است. نکته دوم، سابقه تاریخی و اساطیری ایران است. ایران از دوران آفرینش اسطوره دارد و این موضوع باعث تعجب بوده است و امروزه کماکان مطالعه درباره ایران ادامه دارد. ما در باب چالشها، چه داخل و بهویژه خارج از ایران، کارکرد این مطالعات هم دچار مشکل شده است؛ اگر دانشجویی هم این رشته و زبان را بیاموزد، کاری برای آن نیست.
وی گفت: مشکل اصلی، سیاسی شدن ایرانشناسی است که چهره ما را غیر از آنچه هست معرفی میکند. تلاش ما، برگشتن به چهره اصیل ایرانی است؛ چون در شاهنامه، تصویر ایران و ایرانی واقعی است. شاهنامهخوانی در این روزها رواج یافته است.
جعفری دهقی، دسترسی به منابع را نیز یکی از مشکلات دانست و گفت: نه خارج از ایران، پژوهشگران به منابع ایرانی دسترسی دارند و نه در ایران، استادان به منابع خارجی دسترسی دارند.
برای ساخت تصویر درست از ایران، زبان، ادبیات، فرهنگ و هنر باید همراه شوند
بهنام زنگی، مدیر مؤسسه فرهنگی، هنری و پژوهشی صبا، گفت: چیزی که دغدغه ما درباره تصویر ایران است، تصویر ملی است که درباره آن مناقشه داریم؛ اینکه چه چیز برند ملت ایران است؟ این برند، چیزی بیشتر از زبان فارسی است. من زبان فارسی را یک ظرف میدانم و اهمیت آن در معانی است که در هنر ایران ایجاد کرده است.
وی افزود: ظرفیت زبان فارسی بسیار زیاد و پایدار است. اگر ما به تصویر ملی نگاه کنیم، همه موارد آن به فرهنگ مربوط هستند. بهطور کلی، هر ملت صفتی دارد که ریشه آن در فرهنگ است.
این استاد هنر، با طرح مشکلات زبان فارسی، ادامه داد: پیشنهاد میکنم جامعه فرهیخته زبان فارسی به این موضوع نگاه کند که چرا زبان فارسی به حاشیه میرود؟ ما میگوییم جایی که زبان از کلام بازمیماند، هنر آغاز میشود اما درباره زبان فارسی اینگونه نیست. زبان فارسی خود هنرساز است و روشهای زبان که پیوند آن با هنر است باید پژوهش شود. از سوی دیگر، در بازخوانی ظرفیت فرهنگ، هنر و زبان کمکاری شده است و برای جهانی شدن آن کاری نکردهایم.
وی ادامه داد: ما بیش از اندازه درون خود بودهایم و برای جهانی شدن عقب افتادیم. برای ساخت یک تصویر درست، باید چهارگانه زبان، ادبیات، فرهنگ و هنر با هم به تشریک مساعی برسند.
ارتباط انسان با جهان و پدیدهها باید بازسازی شود
حمیدرضا شعیری، استاد دانشگاه تربیت مدرس با طرح این سوال که فرهنگ ایرانی برای خارج از ایران چه نکاتی دارد؟ گفت: در وهله اول ما باید سَبک خودمان را داشته باشیم. دومی خرد است، زیرا مبنای عرفان و عقل، خرد است و غرب و شرق را با خرد از یکدیگر جدا میکنم، مورد بعدی ملاحت است که اهمیت زیادی پیدا میکند.
شعیری با اشاره به یکی از حکایات مولوی گفت: انسان به دلایلی چون حرص و طمع و سیاست، از جهان پدیدهها دور میشود. غربت انسان از جهان پدیدهها همان غربت از خودش هم هست. راه رسیدن به خود، راه وصول از پدیدههای هستی است. در جهان جایی و رمزی وجود دارد که آن متعلق به توست.
وی راه برقراری این ارتباط را این گونه توضیح داد: نخست باید ارتباطات را بازسازی کنیم. آنچه از دست دادهایم، رابطه با اجزای اصلی است. شاید رابطه با این کار درست شود. در ادامه دیدن و دوباره دیدن، لمس اشیا را از سر بگیریم؛ تجربهای که آن را از دست دادهایم و تکنولوژی علت آن است.
شعیری افزود: آشنا کردن و در حافظه قرار دادن نیز موضوع مهمی است، به دلیل نداشتن حافظه، ما در حوزه قرار نمیگیریم. تجمع در یک خیابان، حتی پیشرفتهترین ماشینها را هم متوقف میکند.
وی ادامه داد: حافظه برای آینده نیز اهمیت دارد، روایت ساختن از پیوند اجزا و پدیدهها با یکدیگر نیز راه دیگری است. روایت، حاصل اجزایی است که به یکدیگر مربوط است. ادراک، آنچه در تولید معنا متوقف شده است، درک معناست.
این استاد دانشگاه، «دیگری» را موضوع مهمی برای برقراری ارتباط با جهان دانست و گفت: به دلیل سرعت و تکنولوژی، دیگری را تنها راهی برای رفع نیاز انسانی میبینیم؛ در نهایت باید شبکه معنایی را دریابیم، انسان، جهان، پدیدههای جهان، ابژهها و… در شبکه معنایی قرار میگیرند.
ادبیات ایران در معرفی تصویر کشور در جهان عقب مانده است
محمدرضا فارسیان، استاد زبان فرانسه دانشگاه فردوسی مشهد، با اشاره به تحصیل خود در فرانسه گفت: وقتی از همکلاسیها پرسیدیم که از ایران چه میدانید، گفتند سینمای ایران را میشناسیم و بهویژه عباس کیارستمی را میشناختند. بهویژه «طعم گیلاس» بسیار دیده شده است.
وی ادامه داد: چرا ادبیات ایران به اندازه سینما بازخورد نداشته است؟ چرا وقتی تصویر ایران را بازگو میکنیم، از ادبیات سخن نمیگویند؟ از این زاویه، قصور جدی در کار ما و دولتمردان ما بوده است.
فارسیان افزود: نخست، نویسندگان ما از منظر ترجمه عقب هستند و تصویر ما را در جهان امروز مبهم میکنند. نویسندگان ما با دنیای دیجیتال و شبکههای اجتماعی آشنا و همراه نیستند. بسیاری از نویسندگان خارج از ایران، در اینستاگرام، فیسبوک و… با مخاطبان همراه و همکلام هستند.
وی گفت: تصویر دیگر این است که باید درها باز شود. هرچه ما داریم، سفرنامهنویسان قرن ۱۹ تا ۲۰ نوشتهاند. اکنون کدام سیاح خارجی میتواند وارد شود و از ایران بنویسد؟ ما نویسندگان و هنرمندان مهاجری داریم که از آنان غافل هستیم.
جایگاه زبان فارسی با عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سنجیده میشود
هادی نظری منظم، استاد زبان و ادبیات عربی دانشگاه تربیت مدرس، با بیان این که زبان فارسی در میان زبانهای جهانی نیست، گفت: فارسی بین زبانهای رسمی سازمان ملل قرا ندارد. جایگاه یک زبان در جایگاه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشورها سنجیده میشود.
وی افزود: عامل سیاست فرهنگی و تاریخی هم اهمیت دارد و عامل شانس را هم باید در نظر گرفت. حافظ بزرگترین شاعر ما نیست، اما او را برگزیدند. آیا در ایران و جهان فارسیزبان، نهادی متولی ترجمه از زبان فارسی است؟ آیا گروههای مختلف زبان در دانشگاهها برای ترجمه آثار کاری کردهاند؟
وی با اشاره به دیدارش از دانشگاههای عراق گفت: آنها به دنبال آثار ترجمهشده از ایران میگشتند. در زبان عربی، جایزه بوکر هر سال به آثار عربزبان جایزه میدهد، ولی در ایران شاعری، نویسندگی و ترجمه شغل محسوب نمیشود.
سینما یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر قدرت نرم است
میثم یزدی، استاد گروه سینما و نمایش دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی، با ارائه اطلاعات آماری در قدرت نرم، بیان داشت: یکی از مهمترین عوامل اثرگذار، سینماست. وی با اشاره به داستان «بدون دخترم، هرگز»، این اثر را برگرفته از رمان و اثرگذار بر چهره ایران دانست. تصویری که به مرور از ایران ساخته شد.
وی ادامه داد: به نظر میآید چیزی که برای بهبود چهره ایران نیاز داریم، نوستالژی است. نشان میدهد که ایران چه دورههای درخشانی را در طول تاریخ داشتهایم. برای مثال نمایش آثار موزههای ایران در جهان، یا حضور موزه لوور در تهران، بسیار اثرگذار بود.
یزدی گفت: اگر بتوانیم روی نوستالژیهای تخصصی اثر بگذاریم، میتوانیم تصویر دیگری از ایران نشان دهیم.
باید از جهان بیاموزیم و سهم خود را در تولید فرهنگی افزایش دهیم
احمد پاکتچی، سفیر و نماینده دائم ایران در یونسکو، با اشاره به تفاوت واژههای بینالمللی و جهانی گفت: برخی واژهها دوگانگی دارند و مرز بین آنها کاملاً قابل تشخیص نیست.
وی افزود: من تا قبل از رفتن به یونسکو نمیدانستم که آفریقا کجاست! آیا با این قاره که یکچهارم مردم جهان در آن زندگی میکنند، ارتباط درستی داریم؟ آیا از آنان چیزی میدانیم؟ ما از بسیاری کشورها چیزی نمیدانیم و با آنان همکاری نمیکنیم، حتی برای آنان هدفگذاری نکردهایم.
این استاد دانشگاه، با اشاره به ایرانهراسی و ایراندوستی گفت: در بسیاری از کشورهای دنیا ایراندوستی وجود دارد، اما از آن سخن نمیگوییم. ما در آینه دنبال عکس خودمان میگردیم. ما در کشورهای دیگر دنبال ردپای ایران هستیم، اما این بخشی از کار ماست. بخش بزرگی از روابط بینالمللی، دانشگاهی و علمی، این است که از دنیا یاد بگیریم. مواردی در جهان وجود دارد که اگر انجام شود، بازدهی ما را بیشتر میکند.
وی با اشاره به تحقیق «ماللهند» ابوریحان بیرونی گفت: او در این اثر به دنبال ردپای ایران نیست، دنبال این است که هند چه دارد که برای ایرانزمین مفید باشد. ما خرد ایران را قبل از اسلام داشتیم اما وقتی با فلسفه یونانی و هندی آشنا شدیم، فلسفه خسروانی ما در همکاری با آنان قدرت زیادی به دست آورد. اگر بخواهیم در هر حوزهای جهش داشته باشیم، این است که بیاموزیم.
پاکتچی ادامه داد: امروز جغرافیا معنای خودش را از دست داده است. آنچه امروز در جهان اهمیت دارد، بسترهای فرهنگی است. به عنوان نمونه، ارتباط دانشگاهی ما با فرانسه و انگلستان و تا حدی آلمان بوده، اما در حوزههای دیگر با کشورهای دیگر ارتباط نداشتهایم. چقدر بستر فرهنگی ما با اسپانیا نزدیک است، این را مطالعه نکردهایم. این موضوع در کشورهای آمریکای لاتین هم برقرار است. از برخی آثار آمریکای لاتین در ایران استقبال شده، همین موضوع در آفریقا هم هست.
وی در پایان گفت: یکی از بحثهایی که در کشور داریم، این است که بتوانیم تولیدات فرهنگی را به جهان عرضه کنیم. در جهان، دستاوردهایی به صورت جهانی وجود دارد که باید از آن دستاورد داشته باشیم. باید از اتفاقات جدید سهم داشته باشیم؛ بسترهای ترجمه فرهنگی، هوش مصنوعی، شبکه دادهها و… موضوع فقط پیامرسانی نیست. میتوانیم برویم که با هم اثر را تولید کنیم. ما باید سهم خود را در تولید موضوعات جدید فرهنگی داشته باشیم و باید کمی از چارچوبهای ایجادشده خارج شویم.
سهراب فتوحی، مدرس زبان فرانسه و استاد بازنشسته دانشگاههای پاریس و رئیس موسسه فرهنگی سینا، میزبان این نشست در موسسه فرهنگی سینا، محمدرضا حاجی آقابابایی،، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی، منیژه کنگرانی فراهانی، پژوهشگر فرهنگستان هنر و عضو انجمن هنر و ادبیات تطبیقی و جمعی از استادان و پژوهشگران حضور داشتند.

